تبليغاتX
باغ سرخ
در باغ شهادت باز باز است

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/19ساعت 12:29 توسط کبوتر عاشق |

خدا يا

آه

نمي دونمن، ولي سرم داره مي تركه اينقدر كه مشغله دارم

باورتون نمي شه چقدر كار ريخته رو سرم

ولش كن

راستي چن روزي كه مي ريم بيمارستان

نه ناراحت نشين

كسي چيزيش نشده

ما دوره ي امداد تكميلي مي بينيم

در كل خيلي حال مي ده

اونجا تزريقات سرم و آتل ...از اين جور كارا مي كنيم

يه چيز ديگه

من 18/9/1386 بايد برم سربازي

كجا؟

كد 162

پايگاه شكاري مشهد(نيروي هوايي ارتش)

خلاصه ما كه رفتيم

ولي هميشه به فكر همتون هستيم

البته منظورم ايم نيست كه كار اين وبلاگ به آخر خط رسيده و ديگه آپ نميشه

باغ سرخ هميشه آپ مي شه حالا ممكنه يه ذرّه دير دير آپ شه كه اونم شما به بزگ  

واريتون مي تونين ببخشيد

مهموناي باغ سرخ يادتون نره

هروقت با خداتون خلوت كردين واسه ما هم دعا كنين

دعا كنين خدا به ما لياقت شهادت رو عنايت كنه

...................................................................................

 

اولين آرزوم زيارت كرب وبلا آخرش هم رسيدن به كاروان شهدا


.............................................................


 

 

 

 

 

 

 

شيعه با خون عهد بسته

 

تا ظهور منجيب عالم نشسته


وئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ


 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخرین برگ

 

واسه اونايي كه مي ميرن واسه  عشق ولايت

 

آخرين كاغذ ديباچه ي عشق داره لياقت

 

آخرين قصه ي ديباچه ي عشق يا كه شهادت

 

آخرين پلّه ي پروازه ولي ناقابل اهل ولايت


 

 

 

 

مستم همه عمر

 

گم گشته ي وهمم و پريشان همويم

 

در مخمسه ي كم نگري هيچ نگويم

 

حيران نگاه و سخن كوه عروجم

 

زان شوكت او مخزن السرار سرورم

 

صد مرتبه بالا ز منم نيست سزايي

 

ول دام نظر سحر شدم نيست رهايي

 

خويشش بهر من دفتر نويي بفرستاد

 

خود رنگ سيه بر بكشيدم و بيفتاد

 

مي را چه اسر بر من همي بر همه عمرم

 

با بوي نگاه و نظري مست به عمرم

 

اين ديد كه گر زجانب سيد علي بود

 

مستي همه عمربرايم تظمين بود

 

حالا كه اگر نور ز مولا جان باشد

 

هر لحظه كه بودس جان ز تن بي زار باشد

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممما

حلقه ی گم شده

از همون اول هستي

جاي حلقه ي عجيبي

توي زنجير شهادت

پيش حلقه ي شجاعت

بين حلقه هاي مستي

عاشقي ديوونگي يكات پرستي

وصل حلقه ي كرامت

خالي بوده

حلقه ي گم شده هم كه گم نبوده

آشكار بوده

ولي گم بوده واسه اونايي

كه از اين ابليس توخالي

و اين دنياي فاني

مي گيرن رنگ و لعابي

و حجابي

اونايي كه را ميفتن پي حلقه

مي كنند هرچي پابنده

نمي شن اسير و بنده

توي نيرنگاي شيطون يه دنده

بعضي ها كه از پي حلقه دويدن نرسيدن و بريدن

ولي خيلي مردايي كه پي اون حلقه دويدن نرسيدن نبريدن تا رسيدن

هر كسي حلقه رو ديده

 هيچ كي بعد اون ديگه اون نديده

بعضي از بي خبراي بي خبر

مي گن كه گم شد

راه برگشت و نديده

ولي هركي توي ميدون خدا پاش و گذاشته

مي دونه هيچ جا نرفته

كه دلش بخواد و برگرد به اينجا

توي اين وادي بي جا

اون بوده واسه ي اربابش خودش بنده ي شاكر

 و تو اين دنيا مسافر

روح اون خيلي بزرگ بود و ناراحت

اهل اين عالم نبود،نمي كرد به اينجا عادت

و نمي شد كه بمونه

تو يه زندون كه خدا

شيطون و توش به بند كشيده

هركسي حلقه رو ديده

با خودش گفته كه تو ي كار خير حاجت هيچ استخاره نيست

بدونه هيچ معتلي

حلقه رو بر مي داره با زيركي

با دلش داد مي زنه

خدا خدا

ديدي من حلقه رو ديدم

من و بر گردون به اونجا

و بعدم چشماشو مي بنده

مي ره از دنيا

وما بازم بي خبر مي مونيم اينجا

چون نمي مونه بگه حلقه بود كجا

يا كه اون حلقه چي بوده

و ما بازم بي خبر مي مونيم اينجا

چون توي عالم هستي

جايي نيست به پاكي قلب آدمي

مي گيم حتما حلقه اونجاست

و همه مي گن كه حلقه

 همون عشقه

اما نه

اينجور نمي شه

مگه ميشه چيزي رو اصلا نبيني

و بگي كه اون چيه

مگه ميشه حلقه رو ببيني و دس نزني

بموني دنيا

تا بگي چي ديدي اونجا

نه نمي شه

آخه حلقه كليده

كليد قفل شهادت

هركسي كه اون رو ديده

يا كه اسمش و شنيده

چون تو دنيا جا نمي شه

مي پره از تو قفس پيش خدا آروم مي گيره

توي اينجاس كه مي گم

 هيچكي نمي دونه كه اون حلقه چيه

و به هر حال سر ماست كه بي كلاه مي مونه اينجا

و بازم بي خبر از هرجا مي مونيم توي دنيا

تموم دیکه چی بگم

همش همین بود

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت 20:3 توسط کبوتر عاشق |

در باغ شهادت را که بستند کلیدش را چرا یارب شکستند

+ نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت 7:12 توسط کبوتر عاشق |